تبلیغات
شب شکن - نوشتار کامل سی دی جهان اکبر (مهندس دژاکام)
 
شب شکن
درمان قطعی اعتیاد و وابستگی به مصرف سیگار با متدDST

Image result for ‫نوشتار سی سی جهان اکبر‬‎
عشق، ایمان ، عقل ، یعنی در یک علوم انسانی که عشق وجود داشته باشد ، عشقی که به درمان رسیدی میگی حالا میخوام به دیگران کمک بکنم ، راهنما داریم اینجا که چهل و پنجاه نفر را به رهایی رسونده بدونه اینکه یک ریال پول بگیره ، رایگان ، این عشق است ، این عشق را ما لازم داریم ، ایمان را لازم داریم ایمان به خداوند، ایمان به راستی ، ایمان به درستی ، ایمان به علم ، ایمان به دانش ، ایمان به آگاهی ، ایمان که جهل خوب نیست، نامردمی خوب نیست ، حقه بازی خوب نیست و عقل ، پس شما برای درست کردن یک فرد مصرف کننده و روانشناختی نیاز به عشق، عقل و ایمان دارید ، اون علوم انسانی که فاقد عشق باشه ، و فاقد ایمان باشه و ...



بسم الله الرحمن الرحیم

سلام دوستان حسین هستم مسافر نگهبان و استاد جلسه

امروز 94/12/11 است سه چهار هفته ی دیگر هم عید است و درختان هم دارن سبز می شوند . بوی بهار هم داره میاد امیدوارم حالتون خوب باشد حال منم خوب است مطلبی که میخواهم براتون بگم مربوط به تاریخ 85/5/1 مییباشد که من با یکی از اساتیدم دارم صحبت میکنم قبل از اینکه صحبت را شروع کنم میخواهم بگویم که جهان برای تمام شدن نیست . که جهان برای کامل شدن است که مطلب بسیار مهم است. بله اگر جهان برای تمام شدن باشد انسان مملو از ضدارزش ها و و کارهای خطر ناک است .
چون میگه من کارم اینه که به دنیا می ایم و از دنیا میروم و فقط کارم همین است ، و نابود میشم این یک نقطه ی تفکری است که به انسان دست میدهد، که برای برای کامل شدن جهان آمدم و  این برای من یک نقطه ی مهر ، پرورش ، یک مدرسه است ، بنابراین بعد هم ادامه دارد و و این داستان خیلی خیلی فرق میکند ، ما وقتی از طول و عرض هستی جغرافیایی صحبت میکنیم اصلا قدری اگر انسان بهش تفکر کند ،اینقدر شگفت انگیز است که انسان دیوانه میشود.
و میگویید این انتهاش کجاست و ما کجا هسنیم و به کجا میرویم ؟ من بارها صحبت کردم ولی باز هم صحبت میکنم چون خیلی با ارزشمند است ، و ما در چه نقطه ای هستیم و این همه من من کردن در چه قضیه ایی است. و اینکه ابعادش کجاست و ما در چه نقطه ای قرار داریم. ما این را قبول داریم قبول داریم این برای ما مشخص نشده است .
 ما برای خودمان ایده هایی داریم تئوری هایی میدهیم و یک مقدار چندتا کتاب خوندیم  که حالا ایا اون کتاب ها درست باشد یا نه ..
وقتی به منظومه ی شمسی خودمان نگاه میکنیم  کره ی خورشید به اندازه ای است که یک میلیون تا  کره ی زمین در داخل ان جایی میگیرد . اون ابعاد و اون وسعتش اون نیپتون و یا پروتون که در دور خورشید میچرخه میلیارد ها فاصلا یا زمین دارد  . تازه این منظومه شمسی میشود یک جزء کوچک از راه شیری ، چقدر ستاره دارد؟ شاید میلیارد ها ستاره دارد که کره ی زمین میشود یکی از ان ها
شاید یکی از ارقام را میفهمید مثلا ده بیست پنچاه و هزار ولی از اون به بالاترش را نمیفهمید ، یکی میگفت قرار یک میلیون نفر را از شهرستان ها بیاورند در تهران تا رای بدهند ، گفتم یک اتوبوس چهل نفر جای میگیره ، هر اتوبوس 12 متر است و هزار تا اتوبوس هم میخواد ، یعنی 12 کیلیمتر ، این اتوبوس ها کلا 40 هزار نفر را میتوانند بیاورند ، اگر بخواهند 400 هزار نفر را بیاورند این مسافت میشه 120 کیلیمتر ، یعنی از این جا تا قزوین ، بعد میگن یک میلیون نفر را قرار بیارن میدونید چقدر میشه؟ حالا ممکنه دوهزار ، سه هزار ، پنج هزار را بیارن ، ولی نه دیگه اینقدر ، این نشون میدوه که ما ارقام بالا را نمیفهمیم ، یا میگن توی استادیوم ازادی 5 میلیون جمع شده اند خوب خیلی جمع بشن 100 هزار نفر است ، پس بعضی از ارقام را نمیدونیم..
وقتی  میگیم میلیارد میلیارد منظومه ی خورشید اصلا تصور ذهنی ما ، نمیتواند بفهمد یعنی چه ؟ نمیدونیم این مقدار چقدر است ؟ ما در جهان چقدر کهکشان داریم ، بین 500 و 1000 میلیارد را تازه تخمین زدند ، پس این جهان به این بزرگی و دقیقی یک سری حساب و کتاب دارد ، که یک سری از این مسائل در صور آشکار است و یک سری از این مسائل در صور پنهان است ، یعنی صور پنهان هستی را هنوز درک نکرده ایم ،
یکی از مسائل  بارز و هستی،  سیاه چاله هاست ، سیاه چاله یعنی چیزی که سیاه است و قابل روئیت نیست . نمیشه دیدش  نه ازش عکس برداری کرد و نه هیچ کاریش نمیشه کرد ؛ و حتی نور را به طرف خودش جذب میکند و این ها یک سری مراکز  انرژی هستند ، و اگراین منظومه ها  از کنار این سیاه چاله ها عبور کنند وارد اون ها میشوند  مثل وان حمامی است که پر از اب است و اون راه آب را برمیداریم اب میچرخد و بافشار خارج میشود. این صور پنها ن است .
حالا بزرگان میگفتند انسان جهان اکبر است حال وقتی در مورد چنین حرفایی صحبت میکنیم در مورد انسان و جهان منظورمان است ...
ما با چنین مقیاس هایی سرو کار داریم  و این سیستم بسیار بسیار مهم و هوشمند است . برای چی هوشمند است برای اینکه نمیخواهد انرژی و نیروی خودرا از دست بدهد.
شما همتون توی خونه یک پیت کهنه، کفش کهنه ، و لحاف کهنه دارید که دورش نمیزنید ، میرید توی انباری قایمش میکنید و میگید به درد میخوره .
جهان هستی چطور نیروهاش زا از دست میدهد؟ جهان هستی چگونه تفکراتش را از دست میدهد ؟ چگونه است که هر انسانی در هر لولی است ، برای جهان هستی ارزش دارد ؟ وقتی به بزرگی کهکشان ها ی هستی نگاه میکنیم به بزرگیشون نکاه میکنیم هر روز یک ستاره ای دارد خلق میشود  و یک ستاره از بین میرود که دو مرتبه تبدیل به یک ستاره ی دیگر میشود همان قدر که در صور اشکار میبینیم اگر همین را بیاریم ، در انسان همین مسائل را میبینیم ، یعنی هرچی در بیرون داریم ، در وجود خودمان هم داریم ، و نهادینه شده . بنابراین این مسئله بسیار حائز اهمیت است  که ما وقتی در مورد انسان در وجود خودمون میخواهیم فکر کنیم این قضیه را جدی تر بگیریم.
نگاه ما به زندگی این نباشد که ، که چهر صبا در زندگی هستیم و بعش تمام ما به زندگی اینجوری باید نگاه کنیم که گویا  تا ابدیت زنده هستیم و میخواهیم زندگی کینیم . به نظر من همینطور است انسان تا ابدیت زنده است  و نابود نخواهد شد.
صور اشکار از بین میره ولی صور پنهان از بین نمیره و همیشه هست . و اگر این را ما بدونیم اونوقت همه چیز متفاوت است، و فرق میکند خوب شاگردش داره با استادش حرف میزنه .
شاگرد  میگه نیک که میدانید  که از پیشرفت کارها و موضوعات راضی هستم این مال سال 85 است  یعنی هفت، هشت سال بعد از راه اندازی کنگره .
خوب میدانید اموزش و پرورش انسان کاریست سخت و سهل  هم سخت است و هم آسون ، اگر مسیرش را بدانید و قلفش را بدانید ، کاری سهل است و اگر بلد نباشید ، کاری بسیار بسیار سخت است و دانشمندان همیشه سعی کردند گذشته های دور انسان را تربیت کنند.
اکثرا موفقیت چشم گیر نبود و معمولا کسانی که میخواهند انسان را تربیت کنند و اموزش بدهند سعی میکنند بهترین ها را جدا کنند و به آنان بیاموزند کسانی که سیگاری نباشند و معتاد نباشند و... خوب این ها که خوب هستند نیازی نیست که بخواهیم تربیتشون کنیم . مثلا مست هستی با مصرف کننده هستی و یا .. میری مجالس درویشی خوب از اونجا بیرونمون میکنند یا میریم مسجد خدایی نکرده مست میریم اونجا بیرونمون که میکنن هیچی ، پدرمون را هم در میارن ، پس اونایی که میخوان انسان را پرورش بدهند انسان های سالم و صالح را پرورش میدهند، در صورتی که این انسان ها نیاز به پرورش ندارند ، تازه ما با این شرایطی که است خروجی ما نسبتا خیلی کم است ، پس اینجا میگه کاریست سخل و سهل میباشد، مگر عملا افکار و اندیشه های راستین جایگزین افکار و اندیشه های نادرست و غلط شود.
 خوب وقتی میگیم اندیشه های راستین جایگرین اندیشه های پوچ و خرافی میشی . اینجا کی تعیین میکنه که کدام اندیشه خوب است و کدام اندیشه  بد غلط است هیچ بقالی نمیگه ماست من ترش است . همه یک سرب افکار را میگن درست است و یک سری افکار را میگن غلط است. همه یک سری افکار پوچ و نادرست و غلط را میگن درست است و صحیح است . صبح داشتم توی یکی از مجله های کشور همسایه مطالعه میکردم یک محافظ که محافظت فرماندار را بر عهده داشت فرماندار خود را ترور میکند در قدیم میگفتند شخصی که نمک کسی را میخورد نمک دان نمیشکند. این حرمت داره قدیم اعتقاد داشتیم اگر نمک کسی را میخوردیم دیگر نمیتوانستیم کاری بکنیم .
وقتی کسی یک ذره نون از کسی میخورد میگفت این نمک حرمت داره . در فیلم روزی روزگاری وقتی مراد بیک میاد اون قافله را غارت میکنه لخت میکنه اموالشان را میگیره  اون راه بلد تکه نانی به مراد  بیک میدهد و میگوید تو دیگر نون ما را خوردی و نمیتوانی مارا غارت کنی.
افکار و اندیشه ی راستین این است ... خداوند به خاطر کار بد کار زشت نمیگه برو فلانی را برای اعتقاداتش بکش  .
 خیلی افرار پوچ و نادرست و غلط است که جای افکار مثبت را گرفته است . مثلا افکار و اندیشه های پوچ  ما شاهد گروه های دیگری هستیم که در درمان اعتیاد کار میکنند  ولی الان نه سال اعتیاد را کنار گذاشته ولی هنوز بدنش به تعادل نرسیده است  بیوشیمی درست نشده و مشکلا زیادی دارند. و در یک سری دانش هاش غلط دانستنی های پوچ و اشتباه هنوز ایستادگی میکنند...
حتی برادرشون میخواسته برای درمان ، ریختن سر این برادره که چرا تو میری اینجا درمان میشی، که اینجا روش درمانش غلط است ، این افکار و اندیشه را کجا ما پیدا کنیم ؟ که را پیدا کنیم چه را پیدا کنیم که ما بتوانیم بفهمیم کدوم اندیشه غلط است کدوم نادرسته کدوم درسته از جهتی هم گفتیم اگر انسان از نوشتار ها و گفتارها جلو نباشه نمیتونه به صحتش پی ببره ، چطور میشه که خداوند یک حکیم یا حکیمی را سر راه ما قرار بده که بگه راه درست کدومه راه غلط کدومه ، چون خیلی اندیشه های پوچ و نادرست است که ما به آن ها چسبیدیم و فکر میکنیم که ان ها درست هستند، مثل اون شخصی که امینیت و جان و خود را را محافظ خود میسپاره و اون محافظ به اون شخص حمله میکنه و اون را میکشه این یک گناه بسیار بسیار بزرگی است ، و بسیار زننده است ، یا مثلا سربازی وقتی توی پادگان ، البته این ها مال کشور های همسایه است خداراشکر توی کشور ما امنیت است ، وقتی سربازی توی پادگان هم قطارهاش خوابیدند ، و یک سرباز از بیست نفری که خوابیدند وقتی وظیفه دارد نگهبانی بدهد، بیاید همه ی اون ها را به رگبار ببندد و بگه من این کار را به خاطر دین اینجام دادم ، خوب این کار بسیار بد را با کدام معیار میشه سنجید؟ وتی اون محافظ میاد فرماندار خودش را میکشه و یا اون سرباز میاد هم قطارهای خودش را میکشه ، این افکارهای پوچ و خرابی است که تو فکر این افراد است ، اون مصرف کننده ی شیشه ای که دست به جنایت میزنه فکر میکنه که افکار خودش درست است ، پس یه مشکلی که داریم اینه که یک سری افکار خراب و پوچ توی ذهنمون است که فکر میکنیم این افکار درست است ، مثلا توی یک اخبار خارجی داشتم میخوندم طرف بوده سی سال توی یک حذب سیاسی کار میکرده سی سال ، بعد میفهمه کارش نادرست و غلط بوده ، هرچی بهش گفتن دروغ گفتند، پس خیلی چیزها است که در ذهن ما حکم فرماست که بسیار غلط و پوچ و نادرست هستند که ما فکر میکنیم درست است .
پس تا وقتی که حکیمی نیاید و روشن نکند که کدوم افکار درست است و کدوم درست نیست ، و این ها تغییر نکنه و اندیشه های درست و راستین جایگزین نشه ، ما نمی توانیم انسان را تربیت نماییم، در سطح گیتی میگویند اعتیاد درمان ندارد و نمیشود اعتیاد را درمان کرد، همینجوری یک شبه نمیشه همه ی انسان ها درست بشن ، افکار پوچ و غلط و نادرست از بین بره ، نه تنها در مقوله ی اعتیاد در هر رشته ای که بگید ، اصلا ملت یک شبه درست نمیشن، شما همین مسائل ساده را نگاه کنید ، آدم ها یاد نگرفته اند که آشغال ها را بیرون نریزند ، خرابکاری نکنند ، طبیعت را خراب نکنند ، الان عید داره نزدیک میشه ، قدیم وقتی ملخ ها به مزرعه ای حمله میکردند ، مثل این که میگن مثل ملخ ها حمله کردند ، همه چیز را یکدفعه سیاه میکردند ، خراب میکردند ، تمام درخت ها ، گندم ها ، سر درختی ها را میخوردند و همه را از بین میبردند ، میشد سیاه سیاه ،حالا عید هم همینطوره ، این ملت ما ، ملت شریف ما، ملت بافرهنگ ما ، ملت دوهزارساله ی ما ، فرزندان داریوش و کوروش و فلان و فلان وفلان ، حمله میکنن به شمال و جنوب و همه جا را پر از آشغال و ذباله و فاضلاب میکنند و برمیگردند ، عید که تمام شد سیزده بدر که تمام شد هزاران تن آشغال و ذباله ما ملت فهمیده و فکور نثار طبیعت میکنیم ، پر از اشغال و ذباله و پلاستیک و لجن میکنیم همه جا را و برمیگردیم ، آقایون که ادکلون میزنند و خانم ها هم که زیر ابرو برمیدارند و صورت و تمیز میکنند و تاتو میکنند و این حرفا اون وقت طبیعت را نگاه کنید ، این ها افکار و اندیشه های منفی است که یک شبه نمیتوان هیچ کدوم از این ها را درست کرد ،ما باید این مسائل را حل کنیم اگر این ها را حل کردیم بله ملت با فرهنگی هستیم ،  وگرنه سر هرپستی بذارنت به فکر زد و بند باشی و اینکه چی گیرت میاد ، و بخوای سواستفاده بکنی اون موقع چی میشود ؟.. پس اینجا آموزش و پرورش انسان کاریست سخت و سهل ، چندین سال است که همه ی انبیاء و اولیاء همگی اومدند فقط به خاطر پرورش انسان است ، که کدوم کار خوبه و کدوم کار بده ، اگر جهنم و بهشت را هم آوردند یک تمثیل میباشد لو لو میباشد ، که اگر کار بد بکنی بد میشه و اگر کار خوب بکنی خوب میشه ، جایگزین افکار، پوچ و غلط و نادرست ، خیلی افکار خرافات است برای خودمون ، خرافات محض است ولی بهش اعتقاد صددرصد داریم ، و بایستی انسان در نقطه ی آزمایش قرار بگیرد ، ولی محک میخورد تا  انسان با خودش آشنا شود ، پس وقتی میخوایم بفهمیم که کدوم افکار درست یا غلط است ، کی این را میفهمیم وقتی که انسان در بوته ی آزمایش قرار بگیرد ، حالا میگیم انسان این افکار و اندیشه ها را یاد گرفت آیا وقتی در بوته ی آزمایش قرار گرفت ، جواب میده یا جواب نمیده ، خوب همه میگن طلاییم خوب باید محک بخوره ببینیم طلاش چند عیاره ، اسید بریزید روی طلا ببینید واکنشش چقدر است چقدر طلا را میخوره ، من یک بار تعریف میکردم واستون یک بار از خیابان ظفر میامدم آکادمی ، توی آژانس نشستم فردی بود توی ماشین موهاش بلند بود ، دم عصبی کرده بود ، آیینه زده بود ، تسبیح و مهر انداخته بود ، ان یکاد و .. درویش مسلک بود ، یعنی قشنگ این اتاق ماشین را درست کرده بود ، رسید از اونجا تعریف کردن از شیخ . چه چه چه .. تا رسیدم به آکادمی ، گفتم کرایه چقدر میشه ؟ اون موقع کرایه مثلا میشد پنج تومن شش تومن بعد گفت ده تومن میشه ، گفتم این همه واسه ما خوندی و ظاهر سازی و چه چه که کرایه ی پنج تومنی را بگیری ده تومن ؟ اون جاس که تو محک آزمایش قرار میگیره ، وقتی شما در عاشورا و تاسوا به دو هزار نفر غذا میدی و نمایشگاه اتومبیل هم داری ، آیا در طول سال با این مردم چگونه رفتار میکنی و وقتی ماشین میفروشی ، آیا سه لا پهنا میندازی؟ آیا درست کار میکنی ؟ اینجا در محک قرار میگیره ، اگر علم را برمیداری ، با مردم چگونه رفتار کردی ؟ با مردم برخوردت چیه ؟ همه ی اینا باید در بوته ی آزمایش قرار بگیره .
به قول قدیمی  که میگفت یه گوسفند میگفت من علف های سرسبز میخورم جو میخورم ، بهش گفتن پس دمبه ات کو؟ منظورم اینه ما هرچی میگیم باید توی بوتهی آزمایش قرار بگیره ، و محک بخوره،و در بوته ی آزمایش قرار بگیرد و خودش را بشناسد ارزش وجودی خودش را بشناسد .
خوب انسان دست از خیلی از کارها بر نمیداره ، اموال شخصیش براش خیلی خیلی مهم است ، منافعش براش خیلی مهم است ، مگر اینکه یک روزی این انسان با خودش آشنا بشه ، همون صحبتی که اول کردم که انسان بداند جهان براساس تمام شدن نیست ، جهان برای کامل شدن است ، به این دنیا میاد که یک سری نقص هاش را برطرف کنه ، به این جهان میاد که کامل بشه به این جهان میاد که خیلی چیز ها را یاد بگیره،
استاد میگه و امروز کاری که من میکنم این است که آدرس انسان ها را به خودشان میدهم ،تا از روی خرد با خود آشنا شوند تا خود را پیدا کنند ،میگن ما خودمان را گم کردیم ، بله ما سال هاست که ما خودمان را گم کردیم ، خودمان باورمان نمیشه داریم ذره ذره خودمان را پیدا میکنیم ، من فلک بودم و فردوس برین جایم بود،،آدم آورد در این دیر خراب آبادم، ما برای چیزی دیگه ساخته شدیم، ساخته نشدیم برای دو حب تریاک و شیره و گرس و .....و ما کارمان چیزی دیگه است و دنبال چیزی دیگه میگردیم که انسان ها را به خودشون بشناسیم ، ما در کنگره ی 60 انسان ها خودشون خودشون را میشناسند ،ما بهشون آدرس میدیم .
در همه ی سیستم ها اگر مقایسه بکنید همه ایزله میکنند میگن اینجا برو اینجا نرو ، اینجا نشین اونجا بشین ،با این حرف بزن با این حرف نزن ، این را عوض کن این را عوض نکن این لولو است اون نمیدونم چیه وو...ما میگیم هیچ چیز را نمیخواد عوض کنی ،هیچ کس لولو نیست ، بزرگترین لولو خودت هستی.
اون روز دوتا خانم اومدن اینجا پیش من میلرزیدن هروئینی بودن شدید، درست مثل همینا که تو خیابون اسفند میگیرنند دود میکنند ، رشته اش را پرسیدم دیدم لیسانس داره و بعد از شش ماه آدم شد جون گرفت ، قامتش راست شد ، خوب شد پس بنابراین ما به انسان ها خودشان را نشان میدهیم تا از روی خرد با خودشان آشنا بشوند، تا خود را پیدا کنند ، اصلا بعضی چیزها در شأن ما نیست ، نمیگیم حالا خیلی شأن بالایی داریم ولی خیلی شأن پبش پا افتاده ای نداریم که، ایا شأت من این است که برم داخل اتوبوس بهم بگن این معتاد است یا ببرنم توی بازداشتگاه قاضی بهم بگه تو معتادی و مواد مصرف میکنی ، آیا شأن من این است؟ شأن من چیزی دیگه است ،که چهارتا بزرگتر ها بیان دیدینم ، پس ما شأن و شخصیت خوذمان را گم کردیم که باید اون شأن و شخصیت خودمان را پیدا کنیم.زمان قدیم میگفتند بیا برو آلمان نمیتونستم میگفتند برو ایتالیا نمیتونستم حتی گرج ، چون مصرف کننده بودم دیگه ، چون شأنمان را گم کردیم این را باید پیدا کنیم ،پس ما آمدیم این آموزش ها را این کلمات را که کدوم ها خرافات است کدوم ها راستینه ، این ها را ما آمدیم بررسی کردیم ، جهارتا کتاب و چهارتا مطلب و .. را این ها را بذارید کنار، اینا را گذاشتیم روی معتادان روی مخرب ترین ها درست شدند ،خوب این ارزش داره ، نداره مگه؟ شما مطالب بزرگترین فیلسوف ها را بیارید ، از فرید گرفته تا یونگ گرفته و سادوک گرفته و هرکروم ،از این اساتید بزرگ روانشناسی، اگر راستین هست و بزرگ هست بذارید روی مصرف کننده ، ببینید میتونید عوضش کنید ؟ بله در این صورت میشه که یکی را سی سال ببری تیمارستان ، یکی را هم بگی سراغ توپ بازی ، زمین بازی، هم بازی نرو ، فقط برای امروز و این حرفا ، که اینا هیچ گدوم در سطح گیتی جواب نداد.
پس بنابراین میبینید که این صحبت ، این وادی ، این حرف ، این سی دی ،این روش ، این متد کار خودش را کرد ، الان ما مصرف کننده ی شیشه داشتیم که درمان شده و الان توی تیم ملی دبی هستن ، مسابقات غرب آسیا ..  دو مرتبه تیم راگبی کنگره 60 مسابقه داریم در قطر هم فکر کنم باشه ، تیم کنگره 60 به جای تیم ملی میره مسابقات غرب آسیا تیمی که همشون مصرف کنندگان مواد شیشه ، کراک؛ هروئین و ... بودند.
10 ساله اینجا شیشه درمان شده ، اونوقت در امریکا هنوز میگن امیدواریم در ده سال آینده دارویی پیدا بشه که شیشه درمان بشه . ما در کنگره 60 هشتاد و دوتا تیم فوتبال داریم، 52 تا تیم والیبال داریم ، متاسفانه امروزه انسان ها چیزی را قبول دارند که آن را با چشم سر ببینن و یا با حواس پنج گانه ی خود آن را لمس کنند ، میگه در باور انسان ها نمیگنجد چه آن ها بخواهند و چه نخواهند ، چه بدانند و چه ندانند ، جه بگویند خدایی مرده ، چه بگویند خدایی نمرده ، چه بگویند عالمی پس از مرگ نیست چه بگویند عالم پس از مرگ است ، الان هفت سال از کنگره تاسیس کنگره میگذره که بدترین آدم ها تبدیل شدن به بهترین آدم ها و بدون هیچ چشم داشتی و به صورت رایگان به معتادان و روان باختگان کمک میکنن، و آن ها را از جهان تاریکی نیز خارج میکنند.
شما الان بخوایید د انشگاه تهران تیم فوتبال درست کنید مشکل است که درست کنید ، چون آموزش های درست گرفتند.نه تنها جهان ها برقرار هستند بلکه جهان های آخرت با هم در ارتباط هستند،از هم دیگر تاثیر پذیر هستند، دنیا مزرعه ی آخرت است و آخرت مزرعه ی دنیاست ، چون خداوند انسان را در هفت طبقه ، وقتی میگیم هفت طبقه لایه های زیرین را میگیم نه جهان آخرت را ،این ها چه بخواییم چه نخواییم با هم در ارتبازط هستند،
من این را میخوام به ادم ها بگم که مرگ پایان زندگی نیست با مرگ انسان از بین نمیرود، علم و دانش در تمام جهان وجود دارد چه بعد از مرگ چه قبل از مرگ ،نمیتونیم بگیم فقط آگاهی در این جهان است نه هم جهل و هم نادانی هم در این جهان و جهان دیگر هم وجود دارد.
میگه این کارها را کردم و اندیشه های پوچ و غلط را تا اونجا که میشد ازشون کاستم ، و بجاش اندیشه های درست را آموزش دادم، ولی این کافی نیست ما از همون اول هم گفتیم برای کنگره باید به فکر آکادمی باشیم ، برای چه کار؟ برای همین کار ، شناخت انسان ، برای درمان اعتیاد ، باید به انسان های دیونه کمک کنه که میگن نگین دیونه بگید روانی که مجبور نباشه طرف سی سال در تیمارستان در بیمارستان روانی باشه ، تا این ها را درمان کنیم تا علوم را بشناسیم ، ما اعتیاد را شناختیم بلدیم درمان کنیم ولی باید آن را به تمام دنیا منتقل کنیم ، این را فقط میتونیم با درست کردن آکادمی عملی کنیم ، و در سال 95 به گونه ای عمل کنیم که بتونیم به کمک بچه ها زمین آکادمی را خریداری کنیم ، این خرید زمین آکادمی لژیون های مالی نقش بسیار سازنده ای میتوانند داشته باشند،
میخوام خودمون پولش را تهیه کنیم ، نمیخوام باری بر دوش دولت باشیم ، پس اون آکادمی را برای این میخواییم برای شناخت علوم انسانی ، که به ما حقایق را بگه ، وقتی در یک متد روانشناسی ، روانباختگان برای چی باید اینطور باشند ، اگر اعتقاد باشه ایمان باشه ، روان باختگان نمیشوند، ما احتیاج به نیروی الهی داریم ، که بدونیم جهان دیگری هم هست ، جهان بالا تری هم هست ،چون اون روانباختگان میتوانند به درمان برسند، اگر سیستم روانشناسی و روانپزشکی درش خدا نباشد ، نیرویی که خارج میکند از ظلمت به روشنایی و هدایت میکند به سمت نور ، ما نمیتونیم.
عشق، ایمان ، عقل ، یعنی در یک علوم انسانی که عشق وجود داشته باشد ، عشقی که به درمان رسیدی میگی حالا میخوام به دیگران کمک بکنم ، راهنما داریم اینجا که چهل و پنجاه نفر را به رهایی رسونده بدونه اینکه یک ریال پول بگیره ، رایگان ، این عشق است ، این عشق را ما لازم داریم ، ایمان را لازم داریم ایمان به خداوند، ایمان به راستی ، ایمان به درستی ، ایمان به علم ، ایمان به دانش ، ایمان به آگاهی ، ایمان که جهل خوب نیست، نامردمی خوب نیست ، حقه بازی خوب نیست و عقل ، پس شما برای درست کردن یک فرد مصرف کننده و روانشناختی نیاز به عشق، عقل و ایمان دارید ، اون علوم انسانی که فاقد عشق باشه ، و فاقد ایمان باشه و فقط بخواد بر مبنای اون پنج حس جلو برود این لال است ، گنگ است ، و نمیتونه جلو بره و فقط وسط علم خالی و  علم نظری ، علم پنج حس،  پایین ترین علم حس است ، این سطوح علمی ، علمی است که مربوط به پنج تا حواس است، پیش افتاده ترین علم ، علم پنج حس است دیگه ، از اون بیاییم بالا تر میرسیم به ریاضی ، که ریاضیات است و ادراک و پیچیدگی خودشون .
ولی این علمی که خرما میخوره گرمیت میکنه ، قوره میخوری سردیت میکنه ، قهوه بخوری خوابت نمیبره ، این ها علم های تجربی هستند ، علم های سطح پایین است ، این رده بندی علوم ، من از خودم نمیگم چون بر مبنای پنج حس کار میکنه، بعدا میاد علوم ریاضیات بعدا فیزیک ، بر مبنای ریاضیات سخت و پیچیده و همینطور میره تا مراحل بعدی ، به هر حال برای درست کردن اون علوم انسانی ، که درش عشق باشه، ایمان باشه ، ایمان هم باشه ، اگر عقل خالی باشه میشه همین علوم پیش پا افتاده ، همین در سطح پایین که در علوم پنج حس کار میکنیم ، همیناست ولی وقتی عشق بیاید درونش سرمایه گذاری بکنه ، ایمان هم بیاد اون موقع سطح علم یک مرتبه جهش پیدا میکنه ، و میره بالا و ما برای کمک ، به روانباختگان و بقیه ی موضوعات به این ها نیاز داریم .
به هرحال امیدواریم همونطور که روزی گفتید ، که آکادمی را بوجود آوریم که مربوط به نشانه ی علوم و شناخت روانباختگان باشد ، تا پژوهش و تحقیق مجهولات زیادی را به ما تبدیل نماید ، از هم اکنون در حال برنامه ریزیان هستم ، استاد میگه بسیار تا بسیار بزرگ است ، کار آکادمی ، میدانم که میدانید ، که بسیار مشگل است و در رکود و سکون باید ارزش داد، کار زیاد است و تفکر و برنامه بسیار پر حرکت ، شما در تمام بخش ها فکر و حرکت انجام مینمایید ، در اینکه شما همکار ما هستید، دوستان دیگر به ما میگوییند شما بیشتر کار میکنید ، خوب است تحقیق در آگادمی جانی نو به تمام انانی که میخواهند ، پایه ها را استوار و ستون ها محکم بسازند،میدهد، و به کار ما و شما می آید ، و ما به کل سیستم نیاز داریم ، پس بهتر است که بهترین ها در ابتدای کار حرکت کنند ، اگر آکادمی درست بشه جانی نو به این علوم میدهد ، انشاالله..
ستون ها محکم میشوند بایستی ساختمان محکم . با دوامی در  ژرف ها و طول زمان ساخته ، و این همان قدر مهم است که انسان های با ارزش از همه ی ابعاد مهم می باشند ، ما به کسانی که می آیند یاری بیشتری نمیدهیم ، بلکه به کسانی که میخواهند با مواضع فرمان ، و کارها انجام عمل نمایند، و خود میخواهند عمل مینماییم ، و در پی درمان و هیچ نیستیم ، درمان به دوام و  واقعیت آن ارزش دارد، میگه ما کسانی که  پیش ما می آیند یاری نمیرسانیم بلکه به کسانی که میخواهند و با مواضین فرمان انجام عمل بنمایند و خود بخواهند کمک میکنیم ، یعنی ما هرکس که بیاد بهش کمک که نمیکنیم باید بخواهد و با مواضین فرمان عمل کند ،یعنی هرچی کنگره ، استادش ، راهنماش بهش گفت بگه چشم، گفت دو دهم کم کن بگه چشم، گفت از روی سی دی بنویس بگه چشم ، اونی که اصلا به این ها توجه نمیکنه ، گوش نمیکنه بدرد ما نمیخوره .
شما کارهایی میکنید که ما را بیاد کارهایی که آن زمان انجام میدادیم می اندازد ، و شاید اکنون مرزی برای آن نباشد ، ولی در ادامه خواهید دید که چه اندازه در بیاد آوردنه توان انسان های مرده ، و یا به اندیشه ی ما چند بار آمده و رفته بیاد می آورد ،آنچه را که از یاد رفته بود ، میگه میدونی همکار گرامی چی میگوییم ؟ مثلا من از یاد برده باشم که روزی انسان بوده ام ، و روزی بسیار توانا و مفید بودم ، بعضی انسان ها هستند که ما از یاد بردیم ،الان خیلی از ماها که مصرف میکردیم از یاد بردند که یه روزی توانا بودند حتی تحصیلات عالی هم داشتند ولی الان کارتون خواب هستند ، حتی اونی که در بیقوله هاست فراموش کرده که یه روزی انسان بوده ، قدرتمند بوده ،میدونی همکار گرامی چه میگویم که روزی من انسان بودم و روزی بسیار مفید و توانا بودم ، کار شما مرا و تمام انسان ها و آنانی را که بخواهند از خواب فراموشی بیدار میگرداند، استاد به شاگردش میگه کاری که تو میکنی مرا و تمام انسان ها را ، اگر بخواهند از خواب فراموشی بیدار میکنند ، و آنانی که نخواهند مانند چیزی که استفاده میکنن تا همیشه خواب باشند، این کار اون هایی که بخواهند را از خواب بیدار میکنند و اونایی هم که نخواهند همان چیزی را که مصرف میکردند مصرف میکنند تا به خواب بروند و در خواب بمونند |، این گفتگو بسیار ساده است ولی عمل آن به  پهنای آن  دشت های نادیده است ،  هر قدر بگذرد و  تمام مهره ها در جایگاه خود قرار گیرند خواهید دید که چقدر این کار برای انسان ها بزرگ است ، و خوشحالی اعضای مثلث و پیروزی انسان بر آرزوهایش ارزش دارد ..  بدرود


متشکرم که به حرف هایم گوش کردید



نویسنده: مسافر ایمان بهروز
وبلاگ شب شکن؛ مدیریت: آقای پورمحمدی



نوع مطلب : سی دی های نوشتاری جناب مهندس دژاکام، 
برچسب ها : نوشتار کامل سی دی جهان اکبر،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 3 فروردین 1395 10:27 ق.ظ
خیلی عالی استفاده کردیم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :