تبلیغات
شب شکن - دستور جلسات هفتگی کنگره 60 ؛وظایف رهجو
 
شب شکن
درمان قطعی اعتیاد و وابستگی به مصرف سیگار با متدDST

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه گذشته یازدهم جلسه از دوره پنجاه و ششم سری کارگاه‌های آموزش جهان‌بینی کنگره 60 ویژه مسافران و همسفران سفر دوم با دستور جلسه  وظایف رهجو به نگهبانی و استادی آقای مهندس دژاکام و دبیری مسافر علیرضا در تاریخ چهارشنبه 94/11/14 رأس ساعت 13:30 آغاز به کار نمود.




وقتی یک نفر مسئول است یعنی رئیس نیست. باید جوابگو به سوالات باشد. مسئولین کسانی هستند که باید پاسخگو باشند و باید جواب بدهند. پس هرکدام ازما که یک کاری داریم، یک وظیفه هم داریم و این وظیفه برعهده تمام ما است...





بسم الله الرحمن الرحیم

کارگاه آموزشی جهان بینی؛ وظایف رهجو

امیدوارم حال همه شما خوب باشد، حال من هم بحمدلله خوب است.

دستور جلسه امروز وظایف رهجو هست. ممکن است بگوئیم آیا رهجو وظیفه هم دارد؟ باید بگویم اصلاً کسی پیدا نمی شود که وظیفه ای داشته باشد و مسئولیت نداشته باشد.

اصلاً کلمه مسئول از سوال می آید ، یعنی مسئول مورد سوال قرار میگیرد و باید پاسخگو باشد.

وقتی مسئول است یعنی رئیس نیست. باید جوابگو به سوالات باشد. مسئولین کسانی هستند که باید پاسخگو باشند و باید جواب بدهند. پس هرکدام ازما که یک کاری داریم، یک وظیفه هم داریم و این وظیفه برعهده تمام ما است، تمام کسانی که در کنگره هستند وظیفه هم دارند. اصلاً تمام هستی اینگونه است. هرنوع حشره ای که در نظر بگیرید، حتی پشه مالاریا، یک وظیفه برعهده دارد. وظیفه اش این است که هرکجا آلودگی است، آدمها مریض شوند و بمیرند و آنجا را تمیز کنند تا محیط آلوده نشود. کفتار وظیفه دارد که هرکجا یک موجودی می میرد، آن را بخورد تا آلودگی جنگل را فرا نگیرد. شیر هم وظیفه دارد که حیواناتی که بی کار و تنبل هستند، بخورد، وقتی کنار یک گله گوره خرها، یک گله شیر و یوزپلنگ باشد، اینها باید دائماً بدوند تا بتوانند جان خود را حفظ کنند. اگر شیر و پلنگ نبود، حیوانات آنقدر می خوردند که مریض و بیمار شوند و بمیرند.

ما از خدا بالاتر نداریم، خداوند می گوید من کارهای خودم را انجام دادم، برای شما باران، شب، روز، چهارفصل، میوه ها را آفریدم. خداوند کلی سرویس ها را انجام می دهد و از ما انسانها یکسری چیزها را خواسته است. اصلاً ما کسی را نداریم که وظیفه نداشته باشد. رهجو، دیده بان و حتی من هم نگهبان کنگره هستم، یکسری وظایف دارم. من یکسری وظایف نسبت به شما دارم و شما هم نسبت به من یکسری وظیفه دارید. اینطور نیست که شما به من احترام بگذارید و من هیچگونه احترامی به شما نگذارم.

ولی برای چه در کنگره 60 هیچ فردی خارج از کنگره وجود ندارد؟ همه افراد مسافر، همسفر =، خانواده باید یک لژیون داشته باشند. بنابراین همه افراد یکسری شرح وظایف دارند، مثل شرح وظایف دیده بان، مرزبان و ایجنت.

وقتی می گوئیم رهجو، منظورمان هم مسافر است و هم همسفر. رهجو کسی است که دنبال راه می گردد و جوینده راه است. آن راه چه راهی است؟ آن راه، راه مستقیم است. رهجو، جوینده راه صراط مستقیم است، جوینده راه ارزشها است. ارزشها در کنگره 60 چه هستند؟ یکی آنهایی که ارتباط به نیروی الهی دارند، آنچه خداوند می گوید مثلاً خداوند نیکوکاران، بخشنده ها و ... را دوست دارد. آنهائی که خداوند آنها را دوست ندارد، الله لایحب مکذبین، مفسدین. خداوند تجاوزگران، دروغگویان، فسادگران، مصرف کنندگان مواد مخدر را دوست ندارد. آنهائی را که دوست دارد می شوند ارزشها و آنهائی را که دوست ندارند می شود غیر ارزشها.

حالا ممکن است یک نفر بگوید من به نیروهای الهی اعتقادی ندارم، خرد جهانی و اکثر انسانها هم همین را می گوید که فساد چیز خوبی نیست، رشوه ، دروغ، دزدی، تجاوزبه عنف، خیانت و ... بد است. نیکوکاری، کمک به انسانها خوب است.


هررهجوئی در کنگره 60 است، در سه پارامتر قرار دارد.

از روی اجبار: یا رهجو به اجبار به کنگره60 آمده است، مثلاً یک آقائی به اجبار به کنگره 60 آمده و یا یک نفر همسفر است و مسافرش گفته اگر می خواهی من در کنگره باشم، باید به کلاسها بروی.

از روی دوست داشتن: یا اینکه دوست دارد به کنگره 60 بیاید و دوست دارد که به درمان برسد.

تسلیم باشد؛ یکسری هم هستند که به کنگره60 آمده اند و تسلیم هستند.

کسی که به اجبار آمده است، اول ممکن است به اجبار آمده باشد، ولی ما خیلی زیاد دیده ایم که بعد از دو ماه و سه ماه حالت اجبار از بین رفته و خودش خوشش آمده است. اولش شربت می خورد و شیشه می کشد و حشیش می کشد، ولی بعد از مدتی به راه ایمان می آورد و به رهائی می رسد.

به نظر من معتادی وجود ندارد که عاشق نباشد و به سلامتی برسد. 99درصد مصرف کننده آرزویشان این است که به رهائی برسند.

کسانی که کنگره 60 را دوست دارند، این دوست داشتن کافی نیست و باید به تسلیم برسند. مثلاً یک نفر عاشق یک دختری می شود، به خواستگاری می رود، پدر دختر می گوید که ما به تو دختر نمی دهیم و اگر این طرف ها پیدایت شود قلم پایت را می شکنیم، شخص دیگر مراجعه نمی کند.

یک نفر هم هست که پایش را می شکنند و باز هم می گوید می خواهم، دعوایش می کنند باز هم می گوید می خواهم.

ولی یک نفر که تسلیم باشد، هرچه راهنما بگوید می گوید چشم. می گوید سی دی را بنویس، می گوید : چشم. می گوید وادی را بنویس، می گوید چشم. همه باید از روی وادی ها بنویسند.

حالا می گویند مهندس ما را گذاشته ای سر کار؟ آره ، سر کاری گذاشته ام کارستان. شخص قبلاً ناهار می خورده و چرت می زده و بعد به دنبال دوستانش می رفته، ولی الآن دیگر وقتی ندارد که به دنبال کار دیگری برود، باید بلافاصله بعد از ناهار و چرت، تکالیفش را انجام دهد. رهجوها باید بنویسند، بنویسند، تا کاملاً این فلز وجودی عوض شود. فلز وجودی الآن حلبی و فلز ارزانی است، باید کم کم تبدیل به مس و طلا شود و این فقط با آموزش و یادگیری راههای مختلف است. پس بهترین حالت این است که واقعاً تسلیم روش و کنگره باشد.

الآنه در امتحانی که گرفتیم، همسفران نمرات امتحانیشان به مراتب بالاتر از مسافران بوده و سطح نمراتشان بالاتر از دانش آقایان است. در صورتی دروس فنی مربوط به آقایان است. امروز هم من به آقای خدا می گفتم، در برگه سفید جائی بگذارید برای امضاء راهنمای همسفر ( همسفر باید کاملاً از وضعیت مسافر مطلع باشد). مسافر شربت می خورد و خوب می شود، ولی همسفران شربت که ندارند بخورند، باید با حرف وقتشان را بگذرانند و کارشان سخت تر است. بنابراین ما باید به گروه همسفران بهاء بدهیم و ارزش قائم شویم. همسفر هم مانند مسافر یکسال زحمت کشیده و راهنمای همسفر باید از رهائی مسافر مطلع باشد.

همسفر هم چه بخاطر اجبار، چه دوست داشتن و چه تسلیم وارد کنگره شد. رهجو این نیست که تمام زندگیش خودش باشد و راهنما. یک رهجو باید سه رابطه را برقرار کند. یک رابطه با راهنما، رابطه دوم ارتباطش با کنگره، ارتباط سوم رابطه اش با خانواده و کارش است. رهجو در یک مثلثی قرار میگیرد: راهنما، کنگره، خانواده و کار. هیچکدام نباید فدای دیگری بشود. رهجو باید تابع و تسلیم راهنما باشد تا حوزه حرمت و قوانین کنگره60. اگر راهنما بخواهد از قوانین کنگره 60 تخطی بکند، شاگرد اجبار ندارد از راهنما پیروی کند. اگر راهنمایی گفت: جمشید بیا با هم برویم کربلا، رهجو نباید قبول کند.

اگر راهنما گفت بیا 5میلیون تومان به حسن قرض بده، رهجو نباید اینکار را انجام بدهد.

اگر راهنما گفت ماشینت را به من بده، رهجو نباید ماشینش را بدهد. رهجو باید تسلیم راهنما باشد، ولی در صراط مستقیم و چهارچوب تعیین شده. راهنما گفت: بنویس، امتحان بده، لباست را مرتب کن، سی دی گوش کن، چرا کفشت کثیف است و ... بگوید چشم. از طرفی کنگره 60 مثل مدرسه عشق و محبت است و از طرفی باید مثل پادگان باشد و از پادگان هم سخت تر و همینطور هم هست.

در گروههای دیگر می گویند: تشویق برای یک نفر، تنبیه برای همه.

تشویق برای یک نفر ، تنبیه برای کل لژیون. ما قبلاً هم همین کار را انجام داده ایم، دو نفر از یک لژیون دعوا کرده اند و ما گفته ایم که کل لژیون تعطیل. فقط می توانند نامه شربت بگیرند.

رهجو وظیفه اش این است که نیم ساعت قبل از کنگره، در شعبه حضور داشته باشد. وظیفه اش این است که اگر لژیون خدمتگزار باشد، زودتر در شعبه حضور داشته باشد. وظیفه اش این است که هرچه مرزبان گفت بگوید چشم. وظیفه اش این است حرمت کنگره 60 را حفظ کند. یعنی رهجوئی می خواهد به کنگره بیاید، ماشینش را مقابل درب منزل دیگران پارک نکند، چون به کنگره لطمه می زند. راهنما رهجو را برای کنگره تربیت کند. اگر وضع مالی اش خوب است در خرید زمین کمک کند. رهجو باید ارتباط خوبی در خانواده برقرار کند. همزمان که رهجو کار می کند، باید به بهترین وجه ممکن به کارش برسد، به خانواده اش ، همسرش، فرزندش و بقیه رسیدگی کند. یعنی همزمان سه مسئله را رعایت کند: راهنما، کنگره ،

اگر درمان نیستی، درد هم نباش . اگر نوش نیستی، نیش هم نباش. اگر برای کنگره مفید نیستی، ضرر هم نباش.

مثلاً چند نفر جلوی کنگره با هم سیگار بکشند، هرکس که رد میشود، می گوید اینجا مرکز معتادان است. یکی از افتخارات ما این است که هرکس از کنار شعب رد می شود، امکان ندارد بفهمد که این افراد مصرف کننده هستند.

آقای ویلیام برای من نوشته بود، آیا در ایران وقتی کنگره در جائی تشکیل می شود، مردم مقاومت نمی کنند؟ چون در آمریکا ما با این مشکل مواجه هستیم، هرجا که می خواهیم محلی را تشکیل دهیم، همسایه ها مقاومت می کنند. گفتم: ما ممکن بود در اوایل چنین مشکلاتی داشتیم، ولی الآن ما در کنگره چنین برنامه هائی نداریم. توضیح دادم بخاطر اینکه در کنگره 60 افراد لباس پوشیدنشان تحت کنترل است. اینجا کنترل مثل نیروهای نظامی است. نگهبان نظم مثل دژبان است. ما می گوئیم لباس مرتب بپوشید، با احترام صحبت کنید، دکمه های لباستان را ببندید.

در آمریکا مثل اینجا نیست که یک گروه درمانی 500 نفر دور هم جمع شوند، در آمریکا یک کمپی بود که حدود یک هکتار بود و گفتم چند نفر در اینجا هستند، گفتند که 25 نفر!

الآن کسی به ما اعتراض نمی کند، چون ما یاد گرفته ایم که لباس پوشیدن و حرف زدنمان درست باشد. هرکجا کنگره است، کسبه مدافع ما هستند. روزهای چهارشنبه سر کسبه شلوغ می شوند و حتی کارگر اضافی می آورند که بتوانند پاسخگو باشند. چون منافع بسیاری برای آنها داریم.

در مورد راهنما؛ باید به راهنماها احترام بگذاریم. چون ما با شخص کار نداریم، ما با شال نارنجی کار داریم، این یک جایگاه است، همه باید سعی کنیم این جایگاه را محترم بشماریم. اگر این جایگاه را محترم نشماریم ما خروجی و تولید نداریم و به مشکل می خوریم. بارها گفتم اگر این شال را گردن یک مترسک گذاشتند باید همه احترام بگذارید. هرکس نتوانست خودش را هماهنگ کند، به کمیته انضباطی ارجاع داده می شود. هیچ احدی نباید به راهنما حرفی از گل نازکتر بگوید.

از آنطرف هم راهنماها باید خیلی مراقب باشند و با عطوفت و مهربانی برخورد کنند.

دوم اینکه کنگره را باید در نظر داشته باشد و بخواهد کنگره بقاء و توسعه پیدا کند و آبرویش حفظ شود.

مسئله سوم ، کار و خانواده است که باید بخوبی رعایت شود.

حالا راهنما چه کار می کند؟ راهنما برنامه اوتی رهجو را می نویسد. باید جهان بینی با رهجو کار کند و نظم و انضباط را به آنها آموزش دهد.

من در سی دی راهنما و رهجو مسائلی را کاملاً شرح دادم و چند مسئله را هم در اینجا عنوان کردم.


مصوبه جلسه شورای دیده بانان مورخ 12/11/94

1ـ لژیون مالی بایستی هر دو هفته یک بار در نمایندگی ها برقرار گردد. حتی اگر دور هم بخواهند چای بخورند و شیرینی بخورند و صحبت کنند، باز هم باید این لژیون مالی تشکیل شود. امروز آقای دهقانی به من مراجعه کردند و گفتند که می خواهیم برای شعبه یک زمین خریداری کنیم، گفتم: مبلغ زمین چقدر است؟ گفت: 700 میلیون تومان. گفتم: چقدر پول دارید؟ گفت: 300 میلیون تومان. گفتم اصلاً نمی شود. ما نمی توانیم برای یک شعبه خودشان 300 میلیون تومان بدهند و الباقی را ما بدهیم.

املاک کنگره 60 عین وقفی است، نه برای من است، نه برای دیده بانان و نه برای اعضاء هیئت مدیره. متعلق به هیچکس نیست. برای مردم و خداست. زمین کنگره 60 هم عین زمین مردم است. متعلق به هیچ احدی نیست و عین اموال وقف است. اگر هم یک روزی کنگره بهم بریزد، همه اینها به خیریه می رسد.

باید سعی کنید که لژیون های مالی جلسه داشته باشند و کارشان دریافت بالای یک میلیون تومان است. بعضی ها به کنگره می آیند و ماشینشان بیشتر از یک میلیارد تومان است. بنابراین خودشان باید به کنگره کمک کنند.

بعضی ها می گویند ما زبانمان قاصر است و نمی توانیم تشکر کنیم، اینها بیایند تا من به آنها بگویم چطور تشکر کنند! با پول، تراول و اسکناس..

2ـ آقای سعید نمکی بعنوان دیده بان رابط و ایجنت شیراز و بوشهر انتخاب شدند.

3ـ تصویب شد لژیون نیشابور به شعبه تبدیل شود، دیده بان رابط و ایجنت نیشابور هم آقای سلامی انتخاب شدند.

4ـ در هفته دیده بان در هر نمایندگی فقط یکبار جشن دیده بان برگزار می گردد.

دو هفته بعد جشن دیده بانان را داریم، در هر شعبه ای فقط یک روز جشن دیده بان می گیریم. یعنی در شعبه آکادمی فقط یک روز دیده بان می آید و روزی که جشن دیده بان در شعب اعلام می شود، جلسه باز است و گروه خانواده و آقایان مشارکت می کنند.  بقیه هفته هم راجع به دیده بانان صحبت می کنند. معمولاً برای هر شعبه دیده بانان رابط بعنوان استاد انتخاب می شوند. برای اطلاع از برنامه دیده بانان می توانید با آقای سلامی تماس بگیرید و سوال کنید.

برنامه ریزی کرده ایم که تمام دیده بانان کنگره 60، تمام این جلسات را بروند.

 5ـ در جلسات جشن دیده بانان، ایجنت در جایگاه نگهبانی انتخاب می شوند، نگهبان در جایگاه دبیری قرار میگیرد و دیده بان هم جلسه را اداره می کند. در صورت نبودن ایجنت، نگهبان مرزبانان بعنوان نگهبان انتخاب می شود. لازم بذکر است که جلسه فوق جزء چهارده جلسه دوره نگهبانی محسوب نمی شود.

نکته؛

اسم دیده بان ، دیده بان است، باید این مفهوم را تشخیص بدهید که یعنی چه؟ دیده بان کسی است که کارش نگاه کردن است، در مسائل نظامی توپخانه ای که شلیک می کند، یک نفر نزدیک به دشمن است و کارش این است که بگوید چپ بزن، راست بزن، بلند تر و ....  بنابراین دیده بانان باید وقتی موضوعی را دیدند، در جلسه دیده بانی اعلام کنند.

یک مسئله اینکه؛ رهجو باید راهنما را انتخاب کند. راهنمایی که شرایط پذیرش رهجو را دارد، خودش را معرفی کند و رهجو آن شخص را انتخاب کند. مرزبانان نمی توانند رهجو را به یک راهنما معرفی کنند.

مسئله بعد گفتیم، هرجائی که یک لژیون، خدمتگزار است، استادجلسه هم باید از لژیون خدمتگزار باشد. مثلاً وقتی یک لژیون خدمتگزار است، نگهبان بایستی یکی از اعضای لژیون خدمتگزار را انتخاب کند، با این کار اعضای لژیون می توانند با علاقه ای و شور و شوق بیشتری حرکت کنند.

بطور مثال در هر دوره ای نگهبان می تواند 2 نفر را به انتخاب خودش استاد دعوت کند و دبیر هم حق دارد تا یک نفر را برای استادی انتخاب کند.

دیده بانان وظیفه دارند بررسی کنند که چه قوانین در حال تغییر و جابجا شدن است و بایستی جلوی این موضوعات را بگیرند و در جلسات دیده بانی مطرح کنند.


نویسنده:مسافر ایمان بهروز

وبلاگ شب شکن؛مدیریت:آقای احمد پورمحمدی






نوع مطلب : دستور جلسات هفتگی کنگره 60، 
برچسب ها : کارگاه آموزشی جهانبینی؛وظایف رهجو،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :