تبلیغات
شب شکن - نوشتار کامل سی دی سم/استاد امین دزاکام
 
شب شکن
درمان قطعی اعتیاد و وابستگی به مصرف سیگار با متدDST

موضوع او تی چند سالی است که در کنگره آغاز شده،ابتدای کنگره اینجوری نبود که دوستان مراجعه کنن به کلینیک و اوپیوم تهیه کنن ولی یک سری حرکتهایی این چند سال در کنگره اتفاق افتاد که خیر و برکت خیلی زیادی داشت،یکی از اتفاقات این بود که در مورد اوتی پیش آمد که در سال 86 و 87 بود و تا قبل از آن رابطه خوبی بین کنگره و پزشکان وجود نداشت و دافعه ای وجود داشت و کسانی که رفته بودند و به روشهای مختلف درمان شده بودند و جواب نگرفته بودند زیاد خوشایندشان نبود ولی شکل گرفتن این حرکت که البته به این تعداد نبود و تعداد خیلی کمتر بود ،مصرف شربت اوپیوم به صورت آزمایشی و پایلوت انجام شد و به حق مدرک و سندی شد برای تریاک یا داروی اپیوم که در واقع به حق بودنش و یا کاربردی بودنش را در این قضیه به اثبات رساند که این قضیه مدتی قطع شد و باز دوباره تداوم پیدا کرد از خواص خوب دیگر شربت اوپیوم این است که در اواخر سفر دوز خیلی کم میشود و در واقع مصرف مواد خیلی کاهش پیدا میکند و ما بامیلی گرم سر و کار داریم و دیگر با گرم سر  و کار نداریم و دراصل اندازه گیری موادخیلی حائز اهمیت است،یعنی چه؟


لطفا به ادامه مطلب بروید

یعنی موقعی که ما یک سی ام گرم و یا یک دهم گرم مصرف میکنیم دقت اندازه گیری مصرف در درمان تاثیر زیادی دارد این اندازه گیری دقیق در شربت اوپیوم وجود دارد و ما میتوانیم تا یک هزارم گرم اندازه گیری کنیم ولی با تریاک این کار را نمیشود انجام داد بنابر این این یک حسن بزرگ است که در شربت اوپیوم وجود دارد ولی در تریاک وجود ندارد حال اگر یک نفر خلوص موادش کم و زیاد شود که این اتفاق در تریاک خیلی می افتد که تاثیرش باز خیلی بیشتر میشود در واقع میتوان گفت اوپیوم به درمان کامل کمک اصلی را انجام میدهد و یک اتفاق خیلی خوب دیگر افتاد و باعث شد جامعه پزشکی به کنگره نزدیک شودو لژیونی به نام لژیون پزشکان روزهای جمعه با نگهبانی آقای مهندس تشکیل میشودکه این ارتباط پزشکان که قبلا مقابل کنگره قرار گرفته بودند و الان کنار کنگره قرار گرفته اند قطعا باعث خیر و برکت میشود و باعث میشود تحقیقات علمی انجام شود و این روش خیلی اتفاق بیفتد و گسترش پیدا کند و در ادامه ان شاالله .آسانتر در اختیار بقیه انسانها قرار بگیردخوب اینها اتفاقات خوبی است که شخص عملا با کادر قاچاقچیان ارتباط ندارد،موضوع دیگری این که حال که راجع به شکر گزاری صحبت شد و مطرح شد من راجع به یک موضوعی صحبت کنم و آن هم موجود است به این که هر انسانی در درون خودش دنیایی است در کلام الله شریف خیلی خیلی اشاره میشود به این که اگر میخواهیم چیزی یاد بگیریم به خلقت نگاه کنیم اگر که به خلقت نگاه کنیم به آفرینش نگاه کنیم همان چیزهایی که دور و برمان است در واقع آفریده شده اند توسط یک قدرت مطلق که اینها را به وجود آورده و خودش در کلام الله اینطوری میگویدکه اگر میخواهید که یاد بگیرید و نگاه کنید میتوانید از این آفریده ها استفاده کنید و همه چیزهایی که در کنار ما هست میتوانیم بگوییم به نوعی در درون خود ما وجود دارد خداوند در کلا م الله وقتی راجع به زنده کردن مرده ها و کلمه احیا شدن صحبت مینماید خیلی این مثال را به کار میبرد که شما به یک زمین خشک نگاه کنید که خشک است و ما باران رحمت خود را بر آن نازل میکنیم و بعد زمین سر سبز میشود و از همه گیاهان و جانوران در آن رشد میکنند و آن زمین همان گونه که سر سبز شده دوباره میتواند خشک شود و تبدیل به یک بیایان بی آب و علف گردد که عاری از حیات است و همین طوری ما مردگان را زنده میکنیم مثالی که در مورد برانگیخته شدن و احیا دوباره انسانها میزند خداوند مثال زمین است و اینکه چگونه این اتفاق میتواند بیفتد زمین را مثال میزند..

حال اگر ما خوب نگاه کنیم میبینیم که این زنده شدن و احیا شدن را میتوانیم به درون خودمان انتقال دهیم و اینگونه نتیجه بگیریم که زمانی که یک شخص وارد اعتیاد میشود و یا مصرف کننده میشود و یا وارد یک تاریکی دیگر میگردد از چرخه حیات خارج میشود در واقع وجودش همانند زمین است که این زمین ارتباط خود با هستی ، باران ، برف و محیط قطع شده است و یواش یواش تبدیل به یک زمین خشک شده است ،زمینی که رطوبت خود را از دست داده و از درون خشک و لم یزرع شده است و انسانهایی را میبینیم انسانهایی که شاد و خوشحال هستند و سرزنده هستند و آرامش دارند و احساس حیات و زندگی دارند در واقع همان زمین هایی هستند که درون آنها باران و رطوبت وجود دارد و زمین هایی هستند که باران رحمت به آنها داده میشود و بعد در آیات دیگر هم این مثال را میبینیم که از اعمال زشتی که انسانها انجام میدهند زمین و دریا را خشکی و قحطی فرا میگیرد یعنی موقعی که حرکت در مسیر درست قرار ندارد یواش یواش شروع به خشک شدن میکند خوب پس اکر بدین صورت نگاه کنیم میتوانیم بگوییم باران آن چیزی که در واقع عامل حیات و یا رحمت الهی است اگر بخواهیم برایش معادل پیدا کنیم که چه مفهومی دارد میتوانیم محبت را پیدا کنیم یعنی محبت بارانی است یا همان رطوبتی است که اگر به زمین وجود شخصی دریافت شود و یا داده شود آن زمین سرسبزی و حیات خود را حفظ میکند و اگر آن محبت یا باران از آن شخص گرفته شود آرام آرام اگر زمین سرسبزی باشد رطوبت خود را از دست میدهد و خشک میشود و بعد یک زمین خشک و مرطوب چه تفاوتی با هم دارند؟

زمینی که رطوبت دارد و سر سبز است انواع موجودات در آن حیات دارند مانند مورچه ها ،زنبورها در اصل اگر شما زمین مرطوب و سرسبز را نگاه کنید میبینید حیات به انواع مختلف در آن وجود دارد ،انواع میوه ها ،گیاهان دارویی در اصل یعنی در زمین مرطوب انواع حیات وجود دارد و میتوانیم انواع حیات را ببینیم..

مثلا در زمینهای حاصلخیز و سرسبز شمال شما ممکن است حتی مار هم ببینید ولی این موجودات خطر چندانی ندارند ولی در زمین های خشک و کویری چه میبینیم؟؟

حیات خیلی کم است و اگر حیات هم وجود داشته باشد جز عقرب،رطیل،سوسمار و مارهای سمی چیز دیگری میبینیم؟

آیا چیز دیگری در زمینهای خشک وجود دارد؟ وجود ندارد

در زمین های مرطوب اگر مار هم باشد خطری ندارد مثلا مارهای زمین های شمال نمیتوانند کسی را بکشند نهایتا گاز بگیرند ولی مارهای کویر همه سمی هستند پس وقتی که زمین رطوبت خود را از دست میدهد و خشک میشود اولا حیات و زندگی در آن از بین میرود و تنوع حسی که در زمین حاصلخیز وجود دارد در زمین خشک وجود ندارد و اگر حیات در آن وجود داشته باشد آن حیات تبدیل به یک حیات سخت و سمی میگرددمیخواهم این را به شما بگویم که اگر انسانی که همان مثال زمین را برایش در نظر گرفتیم رطوبت خود را ازدست بدهد و یا در اصل محبت را از دست بدهد به مرور زمان حیات در وی رو به نابودی میگذارد،خشک میشود،از بین میرود و تنوع حسهایی که یک انسان شاداب دارد مانند احساس سرزندگی ،کار،تشکیل خانواده،کمک به دیگران و غیره این احساسها در او یواش یواش از بین میرودو در وی حیات به وجود می آید اما بصورت زهر آگین و سمی..

پس میبینیم چرا بعضی از انسانها وقتی حرف میزنند به ما انرژی زیاد،آرامش و احساس خوبی میدهند ولی بعضی از انسانها وقتی صحبت میکنند تا یک کلام حرف میزنند در کلامشان سم و زهر را میتوان مشاهده نمود،تفاوت در چیست؟.

در اینکه درون یکی سرسبز و حاصلخیز است و اگر حتی شوخی هم کند بدی او همانند مارهای زمین های مرطوب است که زهری ندارد ولی آن دیگری کسی است که درونش خشک و بی آب است و در نظر بگیرید هر چه خشک تر هم باشد زهرهایش سمی تر میشوند به طوریکه در بعضی نقاط دنیا اگر یک مار یک فیل را نیش بزند آن فیل از پا در می آید یعنی انسانهایی هستند که با یک کلام و جمله بلایی سر طرف مقابل میآورندکه ممکن است کاملا از تعادل خارج شود

تا به حال با این انسانها برخورد داشته اید؟

حرفها ،طعنه ها و سرزنشهای آنها زهر آگین است میتواند احساس حیات را در آن واحد از انسان دیگر بگیرد پس میخواهم این را بگویم جدای از خوبی و بدی انسانها اگر وجود هر کسی از دریافت آب یا رحمت و یا در اصل محبت محروم شود درونش حیات از بین میرود و احساس های سرزندگی که همان مراتع هستند از بین میرود و یواش یواش خشکی جای آنرا میگیرد و بعد موجودات یا افکار و یا احساسی که در وجود وی باقی میمانند سمی هستند و اینها همان انسانهای آزاردهنده و زهر آگین و کشنده هستند و فرقی نمیکند چه کسی باشد تفاوت چندانی ندارد هر انسانی که این خاصیت در درون وی اتفاق بیفتد و رطوبتش را از دست بدهد و خشک شود شاید پنهان کند و بیان نکند ولی در کلمات و اندیشه هایش وجود دارد یعنی عاری از حیات است حال تفاوت اینجاست که یک انسان از نظر دانایی و یا ظرفیت بالاتر است وقتی خشکی در او اتفاق می افتد وقتی آب و یا در اصل محبت را از دست میدهد میتواند خویشتن داری کند و جلوی سموم و زهر های خود را میگیرد که به دیگران انتقال ندهد ولی یک نفر که ظرفیت و دانایی پایین تری دارد حتی یک مقدار خشکی که در او اتفاق بیفتد او سم و زهر خود را به دیگران انتقال میدهد و این طوریست که میتواند انرژی بگیرد.

یک مار یا یک عقرب چگونه انرژی میگیرد؟

باید یک طعمه را پیدا کند او را از پا در بیاورد از حالت تعادل خارجش کند و او را بخورد ،تمام اینها در درون انسان نیز وجود دارد اگر درون او خشک شد اگر سبزی و حیات از بین رفت دیگر انرژی ندارد و نمیتواند از آن سبزیها انرژی بگیرد ناچار است زهر خود را به یک نفر انتقال دهد و او را از پا در بیاورد و این گونه انرژی خود را به دست بیاورد تا بتواند به حیات خود ادامه دهد.

حال یک نفر نقطه تحمل پایین تری دارد و سریع تر این کار را انجام میدهد.

خوب حالا اینجا یک سوال مطرح میشود که پس این نیاز همه انسانهاست و موجودات است که باید رطوبت و آب را دریافت کنیم پس همه ما به محبت احتیاج داریم تا آن را از هستی دریافت کنیم و اگر نتوانیم آن را دریافت کنیم زمان زیادی طول نمیکشد که ما هم به زمین های خشک و موجودات زهر آگین تبدیل میشویم.

خوب حالا نیروهای منفی و بازدارنده چه میکنند؟

خوب ما هم اگر به زمین نگاه کنیم معمولا به چه صورت رطوبت خود را تامین مینماید ؟ یکی از راهها چاه است و دیگری قنات و یا رودخانه های اطراف است یعنی از خارج از خود زمین و دیگری برف و باران است همه اینها در درون خود ما هم وجود دارد یعنی ما میتوانیم این آب و رطوبت را از محبت یکدیگر دریافت کنیم مثل همان رودخانه هایی که در جوار ما هستند مانند معلمینی که در کنار ما هستند که حکم همان قنات و رودخانه را دارند که آب را به زمین ما انتقال میدهند و یا مثلا از خانواده مان ،همسر،دوستان،خواهر،برادر و یا کسانی که با آنها پیوند محبت داریم از این پیوند محبت این آب انتقال پیدا میکند و یا میتوانیم از طریق هستی و یا خداوند و یا قدرت مطلق مستقیما از کائنات دریافت کنیم که میشود مثال همان برف و باران.

خوب اگر یک زمین خشک شود یعنی بارندگی نداشته باشد و از رودخانه ها هم آب دریافت نکند برای اینکه سرسبزی خود را حفظ کند باید از انرژی ذخیره شده خود استفاده مکند باید یک چاه حفر کند ،ما این کار را در زمان اعتیاد انجام میدهیم ،آب را از چاه و انرژی ذخیره شده خودمان بیرون میکشیم و استفاده میکنیم چون عملا مواد مخدر ارتباط ما را با جهان هستی و اطراف قطع میکند این کار را انجام میدهیم و این کار در ادامه باعث میشود سفره های زیر زمینی خود را از دست بدهیم و چاه ما خشک میشود و اینجا نقطه ایست که هر انسانی که به این نقطه میرسد نمیتواند حفظ ظاهر کند و نمیتواند خود را روی پا نگه دارد.

خوب حال نیروهای بازدارنده و منفی چه میکنند؟ چون خواست نیروهای منفی بی تعادلی است و وقتی که چرخه از تعادل خارج میشود نیروهای منفی میتوانند قدرت خود را حفظ کنند پس برای اینکه یک زمینی خشک شودبایستی ارتباط بین

زمین ما و زمینهای

اطراف قطع شود برای این کار اول بایستی اعتماد ما نسبت به کسانی که دوستشان داریم سلب شود وقتی اعتماد ما نسبت به کسی که دوستش داریم بر طرف میشود پلی که بین ما هست خراب میشود پس نیروهای منفی با قطع کردن ارتباط بین زمین ها یا محبت بین افراد آنها را در شرایطی قرار میدهند که خشک شوند،وقتی که خشک شدند و رطوبت خود را از

دست دادندمیتوانند آنها را به دست بیاورند و آنها را تخریب کنند.

.پس انها ابزارهای خود را دارند , ابزارهایی که استفاده میکنند اینها هستند:گمان بد ، وقتی که شما نسبت به کسی گمان بد میکنید چه اتفاقی می افتد؟موقعی که من نسبت به کسی که دوستش دارم گمان بد میبرم اولین نتیجه ای که دارد فاصله ام با آن شخص زیاد میشود،دیگر نمیگزارم حس و ارتباطی که قبلا وجود داشت برقرار گردد در واقع پیوند را قطع میکنم ،کافیست من نسبت به کسی که دوستش دارم گمان بد و افکار منفی پیدا کنم(آدم خوبی نیست،دروغ میگوید،بدکار است،فاسد است، و چه چه چه)و بعد شروع میکنم به تجسس کردن: با کی رفت؟ کجا رفت؟ چه کرد؟ بعد شروع میکنم به قضاوت کردن: نه این از اول خودش را خوب نشان میداد و اینگونه افکار و بعد شروع میکنم به غیبت کردن و اینها همه ابزارهایی است که نبروهای باز دارنده از آنها استفاده میکنند و به خاطر همین است که خداوند در کلام الله خود فرامینی دارد و در وادی ها هم میخوانیم که راه صراط مستقیم جز انجام فرامین الهی نیست

کلام الله چرا روی فرامین تاکید دارد؟ چرا میگوید دروغ نگو؟ غیبت نکن،قضاوت نکن ،گمان بد مبر،تجاوز نکن و ...

خوب یک سری از این فرامین را ما میشناسیم این فرامین و انجام ندادن انها ابزاری است که نیروهای باز دارنده برای اینکه بتوانند انسان را در تاریکی فرو ببرند از ان استفاده میکنند.

اگر بین ما با یک انسان ارتباط محبت قطع شود ،انسانی که واقعا دوستش داریم مثلا فرزند و پدر که چقدر میتوانند به هم خیر برسانند و از چشمه محبتی که از پدر به فرزند و یا برعکس جریان پیدا میکند چه میوه های خوبی میتوان به عمل بیاید؟ چقدر طراوت و سرزندگی به وجود می آید؟ خوب حال اگر به هر دلیلی این ارتباط قطع شود فکر میکنیم چه میشود؟ان زمین های حاصل خیز تبدیل به زمین های خشک میشوند و چون ناچار هستند خود را سر پا نگه دارند (مانند باغبانی که برای اینکه درختانی که کاشته خشک نشوند ناچار است آب فراهم کند)اگر از آن انسانهایی که پیوند محبت دارد فراهم نشد مجبور است سراغ کسان دیگری برود و محبت را از جاهای دیگر گدایی کند و دزدی کند،برود با دوستش ،مثلا رابطه فرزند و پدر قطع میشود و فرزند 16،17 ساله برود دنبال دوستی که محبت را از او تامین نماید تا زمینش خشک نشود ولی این محبت و آبی که به او میدهد ممکن است خیلی بهای سنگینی برای او داشته باشد و خیلی چیزها را از او صاحب شود مثلا بگوید بسیار خوب من این آب را به تو میدهم ولی نصف درختانت و یا محصولاتت را میخواهم.

پس اگر پیوند محبت بین انسان و هستی قطع شود ما به سمت خشکی حرکت میکنیم و برای اینکه خشک نشویم مجبوریم این محبت را از جای دیگری تهیه کنیم و این گونه پیوندهای نا میمون و نادرست به وجود می آیدو حیات از تعادل و چرخه خود خارج میشود .

پس اینها ابزارها هستند:قضاوت،قیاس،سرزنش،گمان بد،طعنه زدن،و...اینها ابزارهایی هستندکه پیوند های مارا با کسانی که دوست داریم قطع میکنند و این وضعیت به وجود می آید که کلمات ما زهر آکین میشود ،درونمان خشک میشود ،احساسمان از بین میرود،توانایی ما از بین میرود،سر زندگی و آرامش ما از بین میرود،پس این فرامین برای آن به وجود آمده اند که ما بتوانبم در صلح و آرامش زندگی کنیم پس من خودم وقتی به این قضیه نگاه میکنم دیگر خیلی جرات نمیکنم بی دلیل گمان بد ببرم و قضاوت کنم چون میدانم که این گمان بد میتواند محرومیت زیادی در پی داشته باشد.

پس بر میگردم به اصل موضوع ،برای اینکه بتوانیم از چرخه تعادل خارج شدیم ،برگردیم به آرامش و نشاط بایستی فرامین الهی را انجام دهیم و احیا کنیم و از چیزهایی که گفته شده فاصله بگیریم،قضاوت کردن ،قیاس کردن در جایگاه خودش میتواند مهم باشد،ولی در 99% مواقع نیازی نیست تا این کار را انجام دهیم ،گمان بد که هیچ وقت و هیچ زمانی جایگاهی ندارد که ما به آن بپردازیم مثلا اگر ما بخواهیم احیا شویم ناچار هستیم پیوندهای محبت خود را با انسانهایی که دوست داریم و با هستی آرام آرام ترمیم کنیم.

ممکن است که انها اینکار را نکنند این به ما ربطی ندارد و وظیفه خود ما هست که این ارتباط را برقرار کنیم اگر ما این کار را انجام دهیم حتی اگر از خیلی ها محبت دریافت نکنیم از آسمان یواش یواش باران رحمت به ما داده میشود و ما میتوانیم زمین خود را یواش یواش احیا نماییم.

خوب این یک فرایند است که در کنگره اتفاق افتاده است و خواهد افتاد اما هر فرایندی نیازمند مراقبت است اکر دقت کنید امکان ندارد ما درمان شویم از تاریکی خارج شویم بدون اینکه افکار ما مثبت شود مثلا نگاه میگنیم روزهای اول سفر پر از نفرت،کینه،بدجنسی،حس انتقام ، و وقتی حالمان خوب میشود نگاه میگنیم که دیگر این گونه نیست دیگر ماقضاوت نمیکنیم ،گمان بد نداریم ،دیگر کینه نمیورزیم ،نفرت نداریم،افکار منفی نسبت به دیگران نداریم اگر دقت کرده باشیم میبینیم که این اتفاقات در ما افتاده است که یواش یواش حالمان خوب شده است اما این همیشگی نیست،ما به درمان میرسیم وارد سفر دوم میشویم و این ادامه دارد این یک فاز جدید است یک مرحله جدید حال به مرحله ای میرسیم که چون زندگی ما خوب شده است به درمان رسیده ایم دوباره برگردیم به هر دلیلی که مثلا چون من این جایگاه را دارم پس حق دارم و دوباره شروع کنیم به گمان بد،قضاوت،غیبت و دوباره همان فرایند عینا اتفاق می افتد یعنی زمین خشک بوده احیا و سرسبز شده الان شروع به همان مسیر میکنیم دوباره خشک میشود و ما یواش یواش وارد معرکه گیری میشویم میرویم در حاشیه و قضاوت و این فازها و ما بایستی اگر نداریم به دست بیاوریم و اگر داریم مانند یک باغبان از آن مراقبت کنیم.

حس خوب مراقبت میخواهد،کینه نداشتن،نفرت نداشتن،نیازمند مراقبت است ،ما باید از آن مراقبت کنیم تا حفظ شود و حفظ کردن هم به اندازه به دست آوردن اهمیت دارد.

امیدوارم که بتوانبم زمین های وجودی خودمان را از محبت سیراب کنیم که اگر این کار را انجام دادیم صفات خوب در انسان ظاهرمیشودو صفات خوب زمانی در انسان ظاهر میشود که زمینش شروع کند به دریافت توانایی ها و ویزگی های خوشایند/

طبیعی است وقتی من یک زمین خشک و سوزان دارم (مثلا در کویر تخم مرغ را بگذارید میپزد)وقتی درون من پر از عقرب و حرارت است چطور انتظار دارم دیگران از مصاحبت من لذت ببرند؟این انتظار بیجایی است ولی اگر زمین ما تبدیل به زمینی حاصلخیز شود آن عطر خوبی را احساس میکند و این در کلام نیست بلکه در عمل اتفاق می افتد.

از اینکه به صحبتهای من گوش دادید سپاسگزارم


نویسنده مسافر.پیمان مردانیان 





نوع مطلب : سی دی های مکتوب سخنرانی: آقای امین دژاكام، 
برچسب ها : نوشتار کامل سی دی سم،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 23 فروردین 1395 02:42 ب.ظ
خدا قوت ممنون
شنبه 21 فروردین 1395 11:28 ب.ظ
خدا قوت ممنون
پنجشنبه 1 بهمن 1394 01:38 ب.ظ
خداقوت خدمت نویسنده محترم..عالی بود
دوشنبه 28 دی 1394 02:40 ب.ظ
با عرض سلام و خسته نباشید، خدمت آقا پیمان، ممنون که این مطالب را به خوبی در اختیار ما میگذارید تا بتوانیم از آن ها به نحو احسنت استفاده نماییم... ممنون
جمعه 25 دی 1394 08:00 ب.ظ
خسته نباشید خدمت اقاپیمان.بااین روش درک بهتری از دستور جلسات راپیدا میکنیم خداقوت
پنجشنبه 24 دی 1394 11:33 ب.ظ
خداقوت اقا پیمان انشاالله شما هم مثل مطالبتون به روز باشید وهمراه با کنگره حرکت کنید .
سه شنبه 22 دی 1394 12:32 ب.ظ
خدا قوت با اجازه این مطلب را در وبلاگ خودمان کپی کردم
سه شنبه 22 دی 1394 12:28 ب.ظ
ممنون که مطالب وبلاگ با دستور جلسات هماهنگی داره از برادر لژیونی عزیز اقا پیمان که در وبلاگ زحمت زیادی میکشند سپاسگزارم
سه شنبه 22 دی 1394 12:28 ب.ظ
ضمن عرض سلام و خدا قوت خدمت عزیزانی كه در این وبلاگ خدمت می كنند از نویسنده این مطلب نیز بسیار سپاسگذارم كه این چنین گزارش جامع و كاملی تهیه نموده،باشد كه روزی به سایبانی تبدیل شوی برای كسانی كه خواهان ریزش هستند.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :